| X Close | ||

نسل جوان ما با بحران عمیق اخلاقی مواجه است.
نتیجه تلاش چندین ده ساله نهادهای سیاستگذار فرهنگی در غرب،این بوده که به جوان ایرانی بقبولانند تنها راه پیشرفت و مدرنیزاسیون،زیرپا گذاشتن معیارهای اخلاقی موجود است ولاغیر.
از یک طرف، علیرغم آنکه هنوز بیش از یک ونیم میلیارد از مردم جهان در نظامی سوسیالیستی زندگی می کنند،القا می کنند که نظام سوسیالیستی وبه تبع آن،فرهنگ واخلاق سوسیالیستی و عدالت محور،دچار فروپاشی شده است.
از طرف دیگر با بزرگنمایی عیوب نظامهای مذهبی ،سعی دارند به روشنفکر جوان بقبولانند که دوره پایبندی به اخلاق مذهبی نیز به اتمام رسیده است.
به گمانم تا حد زیادی نیز در نیل به این هدف موفق بوده اند.
اگر نسل قبل هنر سینما را دربازی خلاقانه وتجربه کاری می دید،نسل جدید به بینی ودهان وظاهر هنرپیشه بهایی بیشتر از هنرنمایی او می دهد.
اگر نویسنده نسل گذشته دغدغه دردهای اجتماع را داشت،نویسنده مسخ شده نسل جدید براین گمان است که با فساد اخلاقی و لا ابالی گری و قلم فروشی یا بی تفاوتی درقالب پست مدرنیسم ،خیلی سریعتر پله های ترقی را طی خواهد کرد.
اگر موسیقیدان نسل قبل تلاش وممارست را تنها راه کسب موفقیت می دانست،به نسل جدید القا می شود که با عربده کشی وهنجارشکنی،راحت تر خواهد توانست به قله شهرت برسد.
نتیجه آن است که برای روشنفکر ایرانی، تن فروشی،مصرف داروهای روانگردان،خیانت به همسر ونهاد خانواده،دروغگویی وبسیاری اعمال چندش آور دیگر،به ارزشی کاذب وسراب موفقیت تبدیل شده است.
آیا جوانان زیادی را نمی بینید که به جای مطالعه وتلاش برای کسب موفقیت،به عمل جراحی بینی و پلک و هزار جای دیگر رو آورده اند یا بتوانند یک شبه هنرپیشه معروفی شوند؟
آیا در جراید نمی خوانید که هنرمندی کانوان گرم خانواده را با خیانت خود از هم پاشیده تا بتواند موفق تر باشد؟
چه کسی باید به اینها بیاموزد که مدرنیسم به معنای زیرپا گذاشتن ارزشها وکرامات انسانی نیست؟
مثال این راه گم کرده گان،مثال آن بیماری است که به علت سرخوردگی از افراطیون مذهبی به مصرف الکل رو آورده بود.وقتی درمقام پزشک،علت این اعتیاد را جویا شدم دریافتم که به خیال خود درحال مبارزه است.
بیچاره نمی دانست که آنچه را که به مبارزه طلبیده ،جسم وروح او است ولاغیر!
البته که با نظرتان در این پست موافقم و آنچه را که گفتید را می توان به چشم دید و به جان احساس کرد. متاسفانه این مشکلات این سطحی شدن ها این ساده شدن ها و فراموشی عمق ها و ضربه پذیر شدن ها و هیچ شدن ها بیشتر از همیشه به چشم می خورد و البته که سیاست های فرهنگی غرب و تمام آقایان بازار جهانی و مالکان دیو اقتصاد دنیاست. فراموش نکنیم که این سیاستها با توجه به شرایط جغرافیایی و فرهنگی هر منطقه تقریبا در سراسر دنیا اخمال می شود و تقریبا همه از این موضوع اگاهیم. و باز هم ...
به جرات می گویم که مقصر این پس رفت ها ،تنها غرب و سیاست های آنها نیست.
امیدوارم بیشتر ادامه بدیم این رو...
جاری باشید